نمای اول در صحنه ی گمشده

نباید گفت،باید نوشت تا نشود کتمان ش کرد،

می شود تغییر عقیده داد،

می شود گفت روزی آنگونه بوده ام و اکنون اینگونه ام،

اما بریده شود دست و زبانی که نگوید صباحی پیش

چه در چنته ی اندیشه داشته است و اکنون چه می پرورد.

***

اینجا را برای گفتن،قصه گفتن/شعر گفتن/از شما/از خودم گفتن/از صحنه گمشده/قدیم و آینده/انتخاب کرده ام.قبلا با رنگ و بویی دیگر اینجور جایی نوشته ام و باز می نویسم، "تا تن کاغذ من جا دارد".

***

پ.ن : حس جالبی است جایی داشته باشی عمومی تر از دفترت و خصوصی تر از تابلوی اعلانات شهر.

/ 3 نظر / 14 بازدید
از زندگی

سلام پويای عزيز خوشحالم که تصميم به ادامه نوشتن گرفتين و ما هم می آييم تا شما را بخوانيم . آرزوهای خوب

مريم

سلام عزيز شروع دوباره ات را تبريک می گم