نامه ای به مسعود ده نمکی٬ برای اخراجی هايش

آقای ده نمکی ، سلام

اخراجی ها را دیدم ، فیلم جشنواره را که در اختتامیه آن همه خبر ساز شد.اخراجی هایی که شما برایش آشوب را کشاندید به سالن جشنواره.راستی چه انتظاری برای جایزه های فنی و تکنیکی و سینمایی جشنواره داشتید،مگر فیلم منتخب مردم شدن کافی نبوده است؟

حالا این ها به کنار مسعود خان،بیایید برویم سراغ اخراجی ها.بیایید برویم به ماه چهارم سال شصت و هفت،همان روزهایی که مجید سوزوکی و بایرام و دیگران داشتند گزینش می شدند که بروند جبهه،بیایید در بین مردم آنجا شما را پیدا کنیم،کدام یکی شمایید؟ مجید سوزوکی؟ بایرام؟کپک یا بزغاله؟

بگذارید راحت بگم که شما چیزی در حد و حدود حاجی بودبد،گزینش گر و تائید کن،شما نه با دل و جرات اخراجی ها بلکه با جیب پر از سنگِ کسی مثل حاجی یا اداهای زمانه پسند کسی مثل پسر میرزا .

نه،نمی گم جبهه نرفته اید،نمی گم آنجا از رسالت به زیر آمده اید،آنجا ساختاری انسان ساز بر رزمنده ها حکم ران بود،که هرکسی را به قد و قامت خودش به رشادت وا می داشت،اما آقای ده نمکی ، از چشم های امروزتان به دیروز ها نظر نیافکنید،امروز هاست که حاجی ها و پسر میرزا ها مورد تمسخراند و سوزوکی ها در خور تحسین،آن سال ها چه چیز به دیده ی تحسین می دیدید؟

گمان نمی برم شما هنوز هم خیلی همدل با مجید سوزوکی ها شده باشید،تا همین چند سال پیش هم هرکس شبیه شما نبود ، کافر بود و باید به زور چماق هم که می شد به بهشت هدایتش می کردید،لطفا نگویید من برای کسی چماق نکشیده ام ، خوب یادم می آیدم چماق کلمه هایتان را در دوکوهه و جبهه و از این دست نشریه هایتان را.

من بچه ی خوزستانم،آنقدر از جنگ دیده ام و آنقدر رزمنده و جانباز و شیمیایی می شناسم که عضو هیچ سازمانی نشده اند و به فکر گرفتن حق و حقوقشان نیستند که می توانم به جرئت بگویم ، هرکس که آنجا رفت و اسلحه به دست گرفت مرد بودنش را کامل تر اثبات کرد،اما مسعود خان،اخراجی های شما حتی حالا هم به تایید شما نمی رسند،مطمئن باشیم حالا هم اگر جنگی پش بیاید یا باز برویم به همان سال ها و دو باره بچه های اخراجی بیایند و بخواهندنه برای تلویزیون و والور یا کسب رضایت میرزا که برای این آب و خاک بروند جبهه باز هم شما آنها را گزینش خواهید کرد. باز هم دم سید مرتضی گرم که می فهمید این مملکت مال همه است ، آن سال هایی که همه چیز ها مال مخلص ترین ها بود ، فهماند که می شود حتی یک سری الوات را که جبهه رفتنشان هم الواتی است ، آدم کرد.

مسعود خان، من از این بزغاله های دزد ، همین حسن قالپاق ها ، داداش جواتی و رفیق کریم سوسکه ها خیلی ها را می شناسم که حالا هم شیمیایی اند و هم مسافر کش فردوسی تا امام حسین و هنوز مستاجر،نه که شما هم نمیشناسید،نه؟اما خداوکیلی اگر پایش بیافتد، به حساب گذشته ها شان چه برایشان می کنید،گزینش می شوند یا سرکوفت اخراجی بودن و اخراجی ماندن میخورند؟

آقای ده نمکی ، آخر نامه که ، به نظر من ، یک سری اخراجی الوات در پیت ، که جبهه رفتنشان هم به آدم نمی خوره،اگر برای خودشان آبی نداشت،برای شما نان داشت اخوی.نداشت؟

پس آقای ده نمکی،منصف تر باشیم و ببینیم حالا و با همین عینک همین سال ها ، همین شما هم که آن همه سر و صدا را برای اخراجی ها راه انداختید ، در اصل فیلم به تمسخرشان نشسته اید و با صنعت ضعیفی در ساختار داستان و فیلم سازی،همین شما هم انها را فیلم کردید،جدی شان نگرفته اید و بیشتر گمان می رود که به فکر نان ماجرا باشید،نه؟

انصاف آقای ده نمکی و اندکی راستی،همین.ممنونم.

یا حق

پی نوشت (۳۱.۱.۱۳۸۶): ما رفتیم زیر پرچم ، خدمت وظیفه عمومی ، آش خوری!!! ، نمی دونم کی بر میگردم ، اما با دست پر میام، نامه ام به آقا مسعود فعلا به عنوان آخرین صحنه ی گمشده بماند تا در اولین مرخصی حرفی جدید تر بزنیم، مواظب خودتون باشید.//یا حق

 

 

 

 

 

 

/ 17 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی

به قول فرمانده ما هميشه ميگفت ؛ خدمت مجموعه منظمی از بی نظمهاست . به اميد روزهایی که از خاطرات شيرين خدمت برايمان بنويسی. يا حق جناب سرهنگ(مهربون)

Dead Man

جناب سرهنگ (مهربون) ببخشيد خدم رو معرفی نکردم.

داستان‌گو

درباره ی متن‌ت رودررو با هم صحبت می‌کنیم/ از خدمت مقدس که بازگشتی قراری بگذار سردار/.

آدمک

چه خبر آقا؟ خوش می‌گذره؟

آدمک

آقا سلام عرض شد... نمی‌گم به‌روز کن، ولی بيست روز ديگه که پايان‌دوره بود بايد بنويسی... مخلصيم و از اين حرفا... شاد باشی و برقرار... تا بعد...

Dead Man

سلام جناب سرهنگ . جناب سرهنگ تو رو به جون هر کی که دوست داری بيا .ميدونی آخه تقريبا جز تو دیگه کسی رو ندارم. موفق باشی.

نیما

اخراجی ها یکی از بدترین فیلم هایی بود که تا حالا تو سینمای ایران ساخته شده حالااز هر نظر که فکر کنیم.بعدش هم وقتی شما یک نفر رو میشناسین بعد حرفایی ازش میشنوین که از جنس اون طرف نیست چه حالی میشین؟چطور میشه بدون توجه به اینکه کارگردان فیلم کیه به فیلم نگاه کرد؟من خوب یادمه که این آقای ده نمکی در نشریات یالثارات جبهه شلمچه و دوکوهه چه چیزایی مینوشت.واقعاَجای تاسف داره برای کسایی که رفتن سینما و پول بابت بلیط این فیلم دادن.