حلقه ی شب

  

 

 در التهاب تجاهلی تازه

 

در رنج هر باره ی تردبد

 

کودکی شکل می گیرد از بغض و حسرت

 

شعری نوشته می شود در ملتقای نفرت

 

خانه ای پای بستش همه ویران

 

مردان بی سر ، بی همسر

 

دیوار هایی آن ورش پیدا

 

پیدایی نکبت و درد و آه

 

نمادینه می شود بدبختی

 

 

در اضطراب کلک

 

در تقسیم تجاوز

 

دروغ سر می کشد از پس بام

 

خاطره یکپارچه خیال می گردد و خام

 

خواب ها می روند در دل کابوس ها

 

سیاه سیاه تر میشود

 

سپید سیاه می شود

 

 

شب

 

تکرار التهاب / تردید / کلک / تجاوز

 

 

 

/ 28 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوا بامدادی

سلام - خوشحال میشوم آیینه وار پیش چشمان تیز بینتان منظره دار طلوع کنم - نوا بامدادی

hasti

روزي ميگفتم اگر او را با غريبه اي ببينم شهر را به آتش ميکشم اکنون حاضر نيستم کبريتي روشن کنم که ببينم کجاست! salam khoshhal misham be man sar bezani mamnun

ندا

man ziyad ahle blog khundan nistam,bazi vaghta bloge dastangoo miram.kolle matlabato khundam,khub minevisi

رویا

در گذر از روزهای شب گونه تکرار تردید/کلک/تجاوز بشارتی است برای آمدن ... آمدن نوای دلنواز دیار خوبان. خواب ها می‌روند در دل کابوس‌ها اما بیداری در راه است. تنها بیمناکم از بیداری در دیاری دیگر.

undomestic

"سیاه سیاه تر میشود" گاهی فکر میکنی که سیاه تر از این نمی شود ولی می بینی که تا سیاهی وجود دارد سیاهتر هم برای تحقق ممکن است

میدونی خودت

باز ولت کردن اومی اینجا گرد و خاک کردی؟ بابا بی خیال این ادبیات شو برو یه کار دیگه پیدا کن. اینکاره نیستی. زیرآب زنیت بهتره برو تو بسیج حتما پیشرفت میکنی.

داستان‌گو

دوست داری به روزش کنی؟/.

ميلاد

سلام وب خوبي داري مطالبشم فوق العاده هستش به وب من سر بزن.