رويا ی خيس و جزوه ی جوانمردی

دیروز تجربه ی جالبی بود ٬ شب رو تا صبح نخوابیده بودم ٬ صبح هم تا شب دنبال کارام توی خیابون بودم ٬ وقتی داشتم خیابون ولیعصر رو پیاده تا میدون میومدم٬ سر راه تصمیم گرفتم برم سینما ۲٬ سال شده بود که سینما نرفته بودم٬ ترجیح می دم فیلم رو توی خونه از روی CD نگاه کنم،اما خوب سینما هم حال خودش رو داره٬ تنها بودم٬واسه همین مسئول باجه یه جور عجیبی نگام کرد وقتی بلیط بهم می داد٬تو سینما هم یکی دو نفری حواسشون به من بود که تنها یه گوشه خودم رو با نگاه کردن به پوستر های فیلم سر گرم کرده بودم.

رویا ی خیس رو دیدم ٬ پوران درخشنده.

فیلم بدی نبود اگه پایان بهتری داشت٬اگه حرف تازه تری داشت یا حتی برای حرفش یه راه حل بهتر نشون می داد ٬ بابا های غیرتی و بابا های زیادی گرفتار و جوونای شعاری انگار عناصر خوش طعمی هستن برای طبخ فیلم٬بهشون میشه خندید ٬ از دستشون میشه حرص خورد ٬ و براشون گریه کرد٬یه مهمونی ِ پر سر و صدا و چند تا جوون و رقص و سیگار و من دوستت دارم و تو دوستم داشته باش و چند تا شوخی ِجوون نما هم میتونه گیشه ها رو  راضی نگه داره. به هر حال خیلی پشیمون نیستم که ۲ سال ِ سینما نمی رم.

***

ما همگی تئوری مردانگی را می دانیم،جزوات جوانمردی را خوانده ایم و از بزرگی و راستی مباحث زیاد اما گنگی به گوشمان خورده است.اما خوب... قسم دروغ می خوریم و حرف کذب هم زیاد میزنیم،لازم باشد پشت پا میکشیم برای نفر جلویی و وقتی تصادفی در حد بیهوش نشدن داشته باشیم،بدون مکث از ماشین پیاده می شویم و همراه با مناسب ترین فحش هایی از جنس خوار و مادر دعوا را شروع میکنیم.

حتی وقتی مست نیستیم،و زنی یا دختری نا محرم در کنارمان نیست هم از چراغ گردان های آبی و قرمز یا رنگ سفید و سبز ماشین های پلیس دلشوره می گیریم.هنگامی هم که جلوی میکروفون گزارشگر های خیابانی تلویزیون یا رادیو قرار می گیریم بدون اتلاف وقت آن تئوری ها و جزوات و حرف های گنگی که شنیده یا خوانده ایم را بلغور میکنیم.

حالا هی بگویید کمال در چنته ی مردمان یک دست و بی ریا یافت میشود،"آیتی بهتر از این می خواهید؟*"

* از سوره ی تماشا،سهراب سپهری

 

/ 5 نظر / 19 بازدید
محسن اشتياقي

سلام چشم دلم روشن! حالا ديگه سينما هم ميری؟ ئه ئه ئه! تو چشای من نيگا کن!! نه! از فردا سيگار هم بکش ديگه!!

داستان‌گو

نباید گفت،باید نوشت تا نشود کتمان ش کرد،/ آيتی بهترين از نمی‌خواهيم/.

مانيا

هنوز هم کمال در چنته ی مردمان يک دست! و بی ريا يافت می شود مهم اين است که مردی يک دست و بی ريا يافت نمی شود...

پويا

خانم مانيا٬گمان ميکنم اين راه و روش زندگی که گفته ام بهترين آيت برای کمال باشد.با چنین اوصافی٬اين کمالِ مردم يک دست و بی ريا زياد اين روزها راه پُر رفت و آمدی نبايد باشد.

شقايق

سلام حقيقت فيلمارو خيلي خوب نقد مي كني اميدوارم موفق باشي خوشحال ميشم سري به وبلاگ منم بزني.